اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

70

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

علاوه‌بر ناسازگارى هوا ، بدى آب است كه در مذاق ، طعم آب مردابها را دارد . اين از بابت اهمال در تنقيه قنوات و مجارى آبهاست كه درست پاك نمىكنند . عموما آبهاى ايران مليّن و غير هاضم است . آب تهران نيز چنين باشد . اما در مزاج اهالى مملكت به جهت اعتياد ، چندان اثرى ندارد . آب تهران تمامى از جانب كوه البرز مىآيد و فراوان است . ايرانيان به استعمال يخ بسيار مايل و راغب هستند ، لهذا در تمامى شهرها يخچال دارند و در فصل تابستان به وفور و ارزان مىفروشند . ما هر پوند يخ را يك فلوس مىخريديم . ايرانيان لمحه‌لمحه يخ را چنانچه قند و نبات خورند ، مىخورند . چون آب و شربتى نوشند ، قطعه يخى در آن افكنند تا خنك گردد . تا به امروز هنوز صنايع در تهران محدود است و نمدهاى [ نرم مشهور به ابريشمى ] كه در تمام ايران مستعمل است ، به جاى قالبهاى خوب كه در اين مملكت است ، استعمال مىكنند . از اين نمدها در تهران مىسازند ، و به هر بزرگى كه خواسته باشند ، از براى فرش عمارت و يا براى سجاده و غيره ، عمل مىآورند . با وجود اينكه آنها را از پشم خوب و نازك مىسازند ، كمتر از قالى دوام مىكند ، و ارزان‌تر از قالى تمام مىشود ، امّا خوب به فروش مىرود و اين نمدها به الوان مختلفه باشد . گاه غالبا به رنگ اشهب احمر و يك رنگ است كه در كنار و وسط نقش و حاشيه‌اى دارد . در شهر حلب نيز از اين قسم نمد يك رنگ مىسازند ، چنانچه هنگام بيرون آمدن از اين شهر به جهت بستن احمال « 17 » و اثقال « 18 » خود براى محفوظ بودن از باران استعمال كرديم ، اما هيچ نسبت ندارد و نظير نمىشود با مال ايران كه در نهايت لطافت و سبكى و استحكام و دوام است و در تهران بيست تا سى پياستر « 19 » قيمت دارد . در حلب يك و نيم تا دو پياستر ارزش دارد .

--> ( 17 ) . احمال ( حمل ) - بار ( 18 ) . اثقال - اسباب و امتعه . ( 19 ) . پياستر اسپانيولى است و به معنى مسكوكى است كه قيمت آن بر حسب بلاد و امكنه استعمال شود . در اسپانيا پولى است كه از پنج هزار و پانصد الى شش هزار دينار ارزش دارد . در مملكت عثمانى در سال هزار و هشتصد و هشتاد مسيحى [ 1195 ق ] به مسكوكى كه دو هزار دينار ارزش داشت ، مىگفتند . اكنون پياستر عثمانى ، همان غروش است كه در آن مملكت مستعمل عامه است . اما آنچه مصنّف گفته معلوم نمىشود كه چه مبلغى است و چه در مقصود اوست . گويا مسكوك ايرانى را پياستر خوانده ، و از اين لفظ چه مقدار از تنخواه را قصد كرده و مقصودش چه مبلغى بوده [ روشن نيست ] . محتمل است كه يك پياستر را معادل دوهزار درهم كرده باشد [ توضيح مترجم ] .